تبليغاتX
یاوران انتفاضه

اگر ولی فقیه نماینده امام زمان(عج) در زمین و ولی امر همه ی مسلمانان جهان است، چرا قانون اساسی به گونه ای تنظیم شده است که ولی فقیه، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و دیگران باید ایرانی باشند؟

ابتدا توضیحی درباره ی خود سوال می دهیم. منظور سوال کننده این است که آیا ولایت فقیه مقامی است مشابه مقامات دولتی که تمام اختیارات و وظایفشان محدود به همان کشوری است که در آن حکمرانی می کنند یا اینکه ولایت فقیه مقام و منصبی الهی است و محدود به مرزهای جغرافیایی نمی شود؟ اگر فرض اول مورد قبول است، چرا ولی فقیه را ولی امر همه مسلمانان می دانید؟ و اگر فرض دوم را می پذیرید، چرا قانون اساسی به گونه ای است که در قوانین مربوط به رهبری، نمایندگان خبرگان و امثال آن، مرز جغرافیایی اهمیت دارد و گویا امور مربوط به رهبری به ایران محدود می گردد، مثلاً در قانون اساسی پیش بینی نشده است رهبر جمهوری اسلامی یک غیر ایرانی باشد، یا برخی از اعضای خبرگان از کشورهای دیگر باشند.

در پاسخ، ذکر مقدماتی ضروری است:

دَوَران امر میان همه یا هیچ؟!

1. بعضی از مکاتب سیاسی یا حقوقی یا اخلاقی و ... هستند که نظرات آنها دایر میان همه یا هیچ است؛ بدین معنا که اگر همه شرایط مورد نظر آنها در موردی جمع شد، نتیجه به دست می آید، ولی اگر کمتر از همه شرایط فراهم شد، دیگر هیچ نتیجه ای به بار نمی نشیند. به عبارت دیگر: با همه شرایط حصول نتیجه را شاهدیم و با کمتر از همه شرایط هیچ نتیجه ای را به دست نمی آوریم.

برای روشنتر شدن این ادعا به مثالی از فلسفه اخلاق «کانت» توجه کنید: او معتقد است اگر کسی در کاری هیچ انگیزه و نیّتی جز اطاعت امر عقل و وجدان نداشت، کارش دارای ارزش اخلاقی خواهد بود، ولی اگر در کنار انگیزه اطاعت از فرمان عقل، مثلاً علاقه به نتیجه ی کار هم در او وجود داشت، دیگر هیچ ارزش اخلاقی بر کار او مترتب نیست. در مکاتب سیاسی و یا حقوقی نیز از این گونه نظرات وجود دارد که امر انسان را دایر میان همه یا هیچ می دانند.

ولی باید گفت: این نظرات غیرواقع بینانه است و از آن رو که اسلام در همه زمینه ها احکام و ارزشهایی واقع بینانه مطرح کرده است، نظرات آن دارای مراتب و درجاتی است. اسلام نمی گوید اگر در مسأله ای نتیجه ی ایده آل و صد در صد میسر نشد، دیگر هیچ، بلکه می گوید: درجه پایینتر را انجام دهید.

فقها اتفاق نظر دارند که حتی در حکومت های نامشروع هم فقیه در امور حسبیه ولایت دارد، یعنی حتی اگر قدرت حاکمیت بر مردم را نداشته باشد، باز باید این امور را به عهده گیرد و در آنها دخالت کند

برای پی بردن به درستی این ادعا می توان اندک توجهی به مباحث فقهی کرد، که در آنها بدلهای متعدد در یک امر پیش روی مکلف است. حالتهای متفاوت برای انجام نماز در موقعیتهای مختلف نمونه ای از این مدعا است. حتی در مهمترین مسأله ی دینی یعنی ایمان هم مراتب وجود دارد.

رهبر
ایده آل اسلام در مسأله رهبری جامعه

2. ایده آل اسلام در نظریه امامت و رهبری جامعه آن است که جامعه ای اسلامی با رهبر معصوم اداره شود، همان گونه که در عصر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) چنین بود. ما معتقدیم این امر شدنی است و ان شاءالله در زمان ظهور حضرت حجت- عجل الله تعالی فرجه الشریف- این چنین خواهد شد. ولی در زمان فعلی عملاً چنین ایده آلی قابل تحقق نیست، زیرا در زمان غیبت به سر می بریم و رهبر معصوم غایب است.

اگر اسلام می خواست در مسأله امامت غیر واقع بینانه برخورد کند، باید در زمان غیبت هیچ حکومتی را مشروع نداند، چون در دوران غیبت رهبر معصوم در رأس حکومت دینی قرار ندارد، ولی اسلام برای این دوران وضعی  نازلتر را پیش بینی کرده است و فقهایی را که دارای شرایط خاصی هستند، حاکم قرار داده است.

فقها اتفاق نظر دارند که حتی در حکومت های نامشروع هم فقیه در امور حسبیه ولایت دارد، یعنی حتی اگر قدرت حاکمیت بر مردم را نداشته باشد، باز باید این امور را به عهده گیرد و در آنها دخالت کند.

در زمان رژیم طاغوت که از دیدگاه دینی ما حکومتی ظالم، زورگو و غیرشرعی بود فقها معتقد بودند در مسائلی که منوط به حکم حاکم شرعی است، باید مردم به مجتهد جامع شرایط (حاکم شرع) مراجعه کنند؛ مثلاً اگر زن و مردی در زندگی دچار اختلاف می شدند و برای رهایی از این وضع به طلاق تن می دادند، از نظر قانون آن زمان به یکی از دفترخانه های رسمی طلاق مراجعه و دفتر خاصی را امضاء می کردند، و همین طلاق رسمی شمرده می شد، در حالی که از نظر فقه شیعه باید دو شاهد عادل برای اجرای صیغه طلاق حاضر باشند. به همین دلیل خانواده های متدین، طلاق را نزد امام جماعت یا مجتهد و با حضور دو شاهد عادل جاری می کردند و بعداً برای رسمی کردن آن به دفترخانه رسمی مراجعه می نمودند.

این نوع دخالت فقیه، تحقق بخش ایده آل اسلام نیست، ولی بالاخره بهتر از دخالت نکردن اوست. پس اسلام نمی خواهد مردم ایده آل یا هیچ را انتخاب کنند، بلکه درجات متوسط را هم پیش روی مسلمانان گذاشته است.

ما معتقدیم این امر شدنی است و ان شاءالله در زمان ظهور حضرت حجت- عجل الله تعالی فرجه الشریف- این چنین خواهد شد. ولی در زمان فعلی عملاً چنین ایده آلی قابل تحقق نیست، زیرا در زمان غیبت به سر می بریم و رهبر معصوم غایب است

پاسخ نهایی مسأله

بر اساس نظر اسلام، ایده آل این است که حکومت جهانی واحدی داشته باشیم و مرزهای جغرافیایی هیچ دخالتی نداشته باشند. اما آیا در جهان فعلی که شرایط تحقق این ایده آل وجود ندارد، به بن بست می رسیم؟ قطعاً خیر.

اکنون که نمی توان تمام جهان را با حکومت دینی اداره نمود، باید درهمین منطقه (ایران) حکومت دینی را برقرار کنیم. وقتی چنین باشد دیگر پذیرفته نیست قانون اساسی و سایر مقررات به گونه ای باشد که خارج از ایران را نیز در بر بگیرد. از این رو اگر بخواهیم در این وضع، حکومت دینی داشته باشیم، باید مرزهای جغرافیایی را محترم شمرده، روابط با سایر کشورها را مطابق با عرف بین الملل تنظیم بنماییم یعنی با کشورها مبادله سفیر داشته باشیم، قراردادهای بین المللی را محترم بشماریم و ...

پس نمی توان در جهان کنونی گفت: چون رهبر حکومت ما رهبر هر مسلمانی است، بنابراین باید مسلمانان دیگر کشورهای اسلامی نیز تحت فرمان او باشند. این مطلب در عرف بین المللی پذیرفته نیست. اگر قانون اساسی به گونه ای است که حکومت اسلامی ایران، رهبری و ارگانهای آن را محدود به یک کشور می کند، به دلیلی است که گفته شد، وگرنه از نظر اسلام مرزهای جغرافیایی جداکننده کشورها و ملتها نیست، بلکه آنچه مرز واقعی و جداکننده مردم از همدیگر است، عقیده است.  



ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

علیرضا قزوه، شاعر متعهد کشورمان در قالب شعری نو با عنوان "مرتد سوم"، هتاکی بی شرمانه خواننده خارج نشین به امام هادی(ع) را محکوم کرد.

وی در وبلاگش نوشته است: به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.

 بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو

 

مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای  فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

 جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش

 

مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان  مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی  شاهین...

                           نه ،  خفاشش!



ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/7/1388-07-13/picture%5C4-3.jpg


از پنجم ماه مارس سال 2003 که عبدالله برغوثی به اسارت درآمد خبرهای مربوط به او را لحظه به لحظه دنبال می کنم، بارها به دیدن خانواده اش رفته ام و حرکات و سکنات پدر و مادرش را رصد کرده ام، شاید بتوانم بیشتر با شخصیت و روحیات این فرمانده اسیر آشنا شوم، فرماندهی که استقامت و ایمان و بردباری مشخصه های بارز او به شمار می رود.

به تازگی نامه های زیادی از این فرمانده را می خوانیم و متوجه می شویم که وی وارد سی امین روز اعتصاب غذای خود شده است، تنها هم و غم او به ستوه آوردن زندانبانان صهیونیست است، نه زمان پایان اعتصاب غذا. وی شیوه مقابله با این زندانبانان را می داند؛ به گونه ای که آنان جرات نمی کنند به این مبارز نزدیک شوند.

همه چیز عبدالله برغوثی غیر عادی است، حتی کفش هایش که به خاک پاک فلسطین متبرک شده است با دیگر کفش ها فرق دارد. وی در دوران تحت تعقیبش چه شب ها را با این کفش ها که صبح نکرد.

کفش های او با هر کفش دیگر فرق می کند، این کفش ها در دوران مبارزات و تعقیب و اسارت؛ به ویژه دوران بازجویی اش همزاد او بود.

وی در آخرین نامه خود از داخل سلول انفرادی در مورد کفش های خود می نویسد:« زمانی که مدیریت زندان می کوشد با من مذاکره کند از موضع یک مبارز با آن مذاکره می کنم، هنگامی که با این مدیریت صحبت می کنم به کفش هایم نگاه می افکنم، مبادا فکر کنید که این کفش ها یک کفش عادی است، اگر چنین تصوری به ذهن شما خطور کند سخت اشتباه کرده اید، این کفش ها را از 13 سال پیش دارم، با همین کفش ها مبارز کردم و در طول انتفاضه نیز آنها را پای خود درنیاوردم، آثار خون صهیونیست ها که سرهایشان را لگد مال کردم در این کفش ها کاملا نمایان است، زمانی که داشتم این صهیونیست ها را خلع سلاح کنم، آثار خون بدنشان در کفش هایم ماند.» 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/be/Bloody_child%27s_shoe_after_rocket_fired_from_Gaza_hit_Israel.jpg/250px-Bloody_child%27s_shoe_after_rocket_fired_from_Gaza_hit_Israel.jpg

وی می گوید:« کفش من پاره پاره شده است، ولی لکه های خون صهیونیست ها همچنان بر روی آنها مانده است و این مساله مرا بر آن می دارد با حالت افتخار به آن نگاه کنم، این کفش ها را طی 6 ماه گذشته به عنوان بالش استفاده می کردم و هر روز بر استواری و عزم و اراده من در مصاف با بازپرسان صهیونیست افزوده می شد.»

برغوثی در مورد اعتصاب غذای خود تاکید می کند:« این روزها کمی به وضعیت کفش هایم رسیده ام و اکنون به عنوان بالش از آن در سلول انفرادی خود که به قبر می ماند استفاده می کنم، با گذشت 30 روز از اعتصاب غذایم نسبت به تداوم آن مصمم تر شده ام و به نظر می رسد که این کفش ها بیش از هر عامل دیگر اثرگذارتر شده است.»

برغوثی به صهیونیست ها اعلام کرده است که به رغم نصب دوربین در سلول انفرادیش، ولی موفق شده است که دو بار از تلفن همراه خود استفاده کند، بدون اینکه مدیریت زندان از این مساله خبر داشته باشد.

مهندس عبدالله برغوثی عاشق شماره 67 است، این رقم به مدت حبس ابد وی در داخل زندان های صهیونیستی اشارت دارد.

وی می گوید:« پس از 67 روز اعتصاب غذا شاید بتوانم بگویم که بدنم دچار خستگی یا کوفتگی شده است.»

وی به ندرت در مورد همسر و فرزندانش سخن می گوید. او از یک دهه پیش روی آنان را ندیده است و هیچ خبری از آنان ندارد. وی به صهیونیست ها می گوید:« شما هرگز نخواهید توانست عزم و اراده پولادین مرا تضعیف کنید، حتی اگر عزیزترین و گرانمایه ترین سرمایه ام را بگیرید.»

سازمان اطلاعات رژیم غاصب صهیونیستی او را خطرناک ترین نیروی امنیتی به شمار می آورد، ابرمردی که عرش اسرائیل را لرزاند.





ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه
http://mgily1.persiangig.com/009.jpg


مرحوم آيت‌الله حاج شيخ علي افتخاري گلپايگاني كه از شاگردان آيت‌الله العظمي حاج شيخ محمدتقي بهجت محسوب مي‌شد درباره نحوه برخورد اين عالم رباني با مردم و سلوك فردي‌شان اينگونه بيان مي‌كند.

اهتمام آيت‌الله بهجت به مباحث امامت و مداومت او بر ادعيه و زيارات مأثوره، ساده زيستي و شهرت گريزي ايشان در كنار تأكيد بسيار بر تعقل از ويژگي‌هاي برجسته ايشان است. 
 
ايشان تا جايي كه در توان داشت نمي‌خواست پاسخ رد به مراجعه‌كنندگان بدهند. يك روز حوالي ساعت ۵/۹ صبح به خانه‌شان رفتم. منزل ايشان كوچك بود و سه اتاق داشت. يكي از اتاق‌ها اندروني بود و ديگري اتاقي كه بخشي را به كتابخانه و بخش ديگري را به پذيرايي از مهمانان و مراجعه‌كنندگان اختصاص داده بودند.
 
من هر روز حدود نيم ساعتي خدمت ايشان مي‌رفتم و ايشان هم روي لطف و توجهي كه به من داشتند، كليد منزلشان را به من داده بودند كه هر وقت بخواهم، بتوانم به آنجا بروم. آن روز ديدم كه شخصي دم در ايستاده و آقا هم به خاطر گرماي تابستان با يك پيراهن نازك و عرقچين دم در آمده‌اند و دارند با او حرف مي‌زنند. 
 
جلو رفتم و سلام كردم و ديدم آن شخص دارد از دست تنگ و فشار معيشت با آقا صحبت مي‌كند و از ايشان مي‌خواهد دعايي را به او تعليم بدهند تا از وضعيت مشقت‌بار خود خلاص شود.
 
آقا به ايشان فرمودند:«صبح و شب اين دعا را بخوانيد: اللهم اغنني بحلالك عن حرامك و بفضلك عن من سواك.» آن آقا گفت:«يادم نمي‌ماند. بي‌زحمت بنويسيد و بدهيد.» آقا به من فرمودند:«آقاي افتخاري! بنويسيد و به ايشان بدهيد.» من خودم مي‌خواستم «بطاعتك عن معصيتك» را هم بيفزايم كه آقا فرمودند:«اين كار را نكن.» آقا فرمودند:«بعد از آن هم صلوات بفرستيد. ان‌شاءالله اثر دارد.»

ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

شاهین نجفی لعنة الله علیه خواننده رپ ایرانی مقیم آلمان که در اقدامی شرم آور اقدام به سرودن اشعاری توهین آمیز کرده بود با خشم مردم مسلمان جهان بخصوص مسلمانان ایرانی مواجه شد.
شعر ترانه نقی که توسط شاهین نجفی سروده شده و نیز پوستر طراحی شده برای این ترانه، سراسر توهین به مقدسات شیعه، امام زمان(عج) و انقلاب اسلامی می باشد.

Apostasy 400x600 آیت الله صافی گلپایگانی حکم ارتداد شاهین نجفی را صادر کرد

حکم ارتداد شاهین نجفی

در واکنش به این توهین و به دنبال خشم مردم مسلمان ایران، عده ای از مردم، صفحات مختلفی را در شبکه های اجتماعی با محتوای حمایت از امام نقی(ع) راه انداخته اند. روز گذشته نیز صفحه ای در فیسبوک با عنوان “ما سبزها بی حرمتی شاهین نجفی به امام هادی را محکوم می کنیم” تشکیل شد که این بی حرمتی را محکوم کرد. بر اساس ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی، هرکسی به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء یا امامان شیعی یا دختر پیامبر اسلام(ص) توهین کند، مرتد شناخته می شود. بر اساس احکام اسلامی اگر یک فقیه جامع الشرایط با در نظر گرفتن تمام جوانب یک مسئله، حکم ارتداد فردی را صادر کند، قتل او توسط مسلمانان واجب شرعی است.
ارتداد، حکمی شرعی است و به افرادی تعلق می گیرد که به مقدسات اسلام و یا یکی از انبیاء و امامان شیعی توهین کرده باشد که به این افراد در احکام اسلامی مرتد گفته می شود.

محضر مبارک مرجع تقلید جهان تشیع

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)

با سلام و احترام؛

نظر به اینکه اخیراً فردی به نام شاهین نجفی که از خوانندگان موسیقی در خارج از کشور است در قالب متن شعر و ارائه تصویری موهن به ساحت مقدس حضرت بقیه الله (روحی فداه) و حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) و حضرت امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) اهانت کرده و در راه ترویج این اهانت فایل صوتی و تصویری آن را در  پربیننده ترین سایت های اطلاع رسانی قرار داده است.

خواهشمند است تکلیف شرعی شیعیان و دوست داران اهل بیت (علیهم السلام) را در این خصوص بیان فرمایید.

در پاسخ آیت‌الله مکارم شیرازی به این استفتا آمده است:

بسمه تعالی

هرگونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (علیهم السلام) و توهین آشکار به آنها اگر توسط فرد مسلمانی صورت گیرد موجب ارتداد است و اگر توسط غیر مسلمانی باشد داخل در عنوان سابّ النبی(صلی الله علیه وآله) است.

همیشه موفق باشید

ناصر مکارم شیرازی


ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

http://www.shafaqna.com/persian/media/k2/items/cache/26006cca7a173ab5a28671407914b8e9_XL.jpg


از زمان اسارت "گلعاد شالیت" نظامی صهیونیستی به دست مبارزان گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی "حماس"، ملت فلسطین به جهانیان اعلام کردند که شالیت یگانه اسیر نیست، بلکه هزاران فلسطینی در زندان های " اسرائیل " به بند کشیده شده اند و باید نسبت به آنان اهتمام ورزید و برای آزادیشان رژیم صهیونیستی را تحت فشار قرار داد، ولی جهانیان سرگرم شالیت شدند و مساله او را در اولویت قرار دادند و هزاران فلسطینی اسیر را در کوران رنج و محنت تنها گذاشتند.

تعداد زیادی از کشورهای جهان و در راس آنها کشورهای غربی اسرای فلسطینی را تروریست و آدم کش خوانده و اعلام کردند که تداوم بازداشت و شکنجه آنان در زندان ها زمینه ساز تحقق صلح در منطقه عربی اسلامی می شود.

تعداد اندکی از کشورها و مردم با اسرای فلسطینی همبستگی کردند، ولی این اقدام، رژیم صهیونیستی را برای آزادی شماری از آنان تحت فشار قرار نداد و فقط نزدیک به هزار تن از اسرا در جریان اجرای قرارداد مبادله اسرا از زندان ها آزاد شدند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1390/2/24/12469_933.jpeg


آغاز ماه می سال 2012 مصادف با شصت و پنجمین سالروز تاسیس رژیم صهیونیستی بر روی خرابه های میهن ملت فلسطین است. این اقدام با كوچاندن استعمارگرانه و غارتگرانه فلسطینیان از سرزمین ملی شان صورت گرفت که نه تنها تاریخ معاصر بشریت، بلكه تاریخ كل جهان چنین جنایت و استعماری را به خود ندیده است.

دولت عبری بر پایه فلسفه اشغال سرزمین یک ملت و کوچاندن ساکنان اصلی آن و انتقال ملتی دیگر به آنجا تاسیس شده است و این دولت برای تحقق این امر به جنایت ها، كشتارها، كوچاندن و پاكسازی نژادی متوسل شد که در واقع نمودی از جنایات صورت گرفته در سرزمین های آمریكای شمالی و جنوبی، استرالیا و نیوزیلند داشت، اما با این تفاوت كه جنبش صهیونیسم همواره جنایت های خود را با تكیه بر ایدئولوژی مبتنی بر خرافات های افسانه ای و اسطوره ای توجیه می كند كه این امر در آن زمان مورد پسند كشورهای غربی استعمارگر واقع شد، همین امر بهانه خوبی برای صهیونیست های متجاوز بود تا زمینه ورود یهودیان به فلسطین تحت استعمار انگلیس را فراهم كنند.

شصت و پنجمین سالروز تاسیس دولت عبری در حالی فرا می رسد که ملت فلسطین به خاطر این فاجعه می نالد و خون می گرید، اسطوره خون فلسطینی به یك حقیقت آشكار تبدیل شده است، این خون همواره در سرزمین های فلسطین ریخته می شود. پس با چه دیدی به وضعیت كنونی بنگریم كه صهیونیست ها سالروز شکل گیری رژیم نامشروع خود را جشن می گیرند و ما به یادآوری فاجعه اشغال سرزمین مان مشغ ولیم، فاجعه اشغال سرزمین ملت فلسطین.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

التزام به همدوشى با عالمان و نشست و برخاست با فاضلان داشته باش كه آن براى كسب كمالات زمینه كامل را فراهم مى سازد و برایت ، توان و مهارت در یافتن پاسخ مجهولات را به دنبال دارد.

برخی بزرگان دین ما چنان برکت عمری داشتند که خداوند به واسطه آنها سفره گسترده ای از معارف را برای مردم گشود به طوری که نه تنها یک گروه و یک کشور و یک نسل بلکه نسل بعد از نسل جیره خوار خوان پر برکت آنها شدند.

علامه حلی

یکی از این علمای بزرگ و برجسته که در علم و تقوا زبانزد خاص و عام بود علامه حلی است. این بزرگوار از خود آثاری به جای گذاشت که سالیان سال گروه گروه از طلاب و فضلا از درخت وجودی اش خوشه چینی کردند.

 

حال از عمر او شصت سال می گذرد و می خواهد فرزندش را وصیت کند. وصیت به میوه دلش بعد از گذشت شصت بهار از زندگی پربار و پربرکتش. به درستی که این وصیت نامه می تواند راه را نشان دهد به آنها که طالبند و از آثار علمی او استفاده کرده اند. ره توشه ای دنیوی و اخروی برای تربیت یافتگان حوزه.

 

او خطاب به فرزندش فرمود: برایت و صیت مى كنم به :

اینكه همدوش با تقوى الهى باشى ، كه آن - بیقین - سنت پایدار و واجب حتمى و سپر نگه دارنده توشه ماندگار است . و (آن ) پر سودتر چیزى است كه انسان براى روزى كه چشمها از هیبت آن روز گشاده و خیره مى ماند(1)

و یار و یاور نیست ، خواهد داشت .

 

التزام به پیروى اوامر خداوند تعالى و انجام دادن آنچه او مى پسندد و پرهیز از آنچه او ناخوش دارد و دورى از نواهى خداوند تعالى .

 

كسب فضایل علمى و عروج از پستى نقص به بالاترین نقطه كمال و اوج گیرى در آسمان عرفان و نه سقوط به جایگاه جهال و (و عمرت را با) گرایش عاشقانه به پسندیده ها و یارى برادران دینى و پاسخ دشتخو را به سخن نیكوگفتن و نیكو رفتار را با چهره باز پذیرفتن بگذران !

 

پرهیز از رفاقت با انسانهاى پست و همنشینى با افراد نادان ، زیرا رفاقت و همنشینى با آنان خلق و خوى ناپسند و باطن پست برجا مى نهد.

 التزام به همدوشى با عالمان و نشست و برخاست با فاضلان داشته باش كه آن براى كسب كمالات زمینه كامل را فراهم مى سازد و برایت ، توان و مهارت در یافتن پاسخ مجهولات را به دنبال دارد.

تو و التزام به صبر و توكل و رضا.تو و التزام به صبر و توكل و رضا.هر روز و شب ، محاسبه نفس كن !

از خداوند بسیار آمرزش بخواه !

از نفرین مظلوم بترس بخصوص از نفرین یتیم و پیرزن ، كه خداوند در مورد شكستن دلشكسته ، گذشت نمى كند.

 تو و التزام به نماز شب ، كه رسول الله صلى الله علیه و آله بر آن تشویث كرده و دعوت به اقامه آن كرده و فرموده است : (( من ختم له بقیام اللیل ، ثم مات ، فله الجنه (2) )) : هر كه آخرین عملش ، اقامه نماز شب باشد و بمیرد، بهشت براى او باشد.

 تو و التزام به صله رحم ، كه بیقین ، به عمر آدمى مى افزاید.

تو و التزام به خوشرویى . همانا رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: (( انكم لن تسعوا الناس باموالكم ، فسعوهم باخلاقكم ! )) : همانا شما را نرسد كه با اموالتان ، تمامى افراد را در آسایش قرار دهید، لذا آنان را با اخلاقتان خشنود سازید.

 تو و التزام به توجه و مراقبت از ذریه پیامبر، كه همانا خداوند همانا در سفارش به آنان تاكید كرده و پادش رسالت و ارشاد مردم را دوستى و مهرورزى به آنان قرار داده است . خداوند تعالى فرموده است : (( قل لا اسالكم علیه اجرا الا الموده فى القربى ... (3) )): بگو در ازاى رسالت ، پاداشى از شما خواستار نیستم ، مگر دوستى در مورد خویشاوندان .

 حضرت رسول الله فرموده : (( انى شافع یوم القیامه لاربعه اصناف - و لو جاووا بذنوب اهل الدنیا -: رجل نصر ذریتى و رجل بذل ماله لذریتى عند المضیق ، و رجل احب ذریتى باللسان و القلب و رجل سعى فى حوائج ذریتى اذا طردوا و شردوا.(4) )): بیقین من در قیامت شفاعتگر چهار گروه - هر چند گناهشان به اندازه تمام گناهان مردم باشد - خواهم بود: مردى كه ذریه مرا یارى كند، مردى كه به هنگام تنگدستى ذریه ام ، از مالش ‍ به آنها ببخشد، مردى كه به زبان و قلب ، ذریه مرا دوست داشته باشد و مردى كه به هنگام بى سر و سامانى ذریه ام در رسیدگى به حاجاتشان كوشش كند.

 تو و التزام به بزرگداشت علما و احترام به آنان ، كه حضرت رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود:

 (( من اكرم فقیها مسلما، لقى الله تعالى یوم القیامه و هو عنه راض . و من اهان فقیها مسلما لقى الله تعالى یوم القیامه و هو علیه غضبان . (5)))) هر كه ، مسلمان دین شناس را گرامى دارد تا در قیامت ، خدا را راضى و خوشحال از خود خواهد یافت و هر كه مسلمان دین شناس را كوچك شمارد و اهانت كند، در قیامت خدا را ناراضى و خشمگین از خود، خواهد یافت .

 حضرت رسول الله صلى الله علیه و آله نگاه به چهره عالمان را، از جمله عبادتها شمرده است و نگاه به در خانه عالمان را عبادت دانسته و رفت و آمد با دانشمندان را عبادت خوانده است .

 تو و التزام به كوشش فراوان براى افزودن علمت و ژرف نگرى در دین ، كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به فرزندش فرموده است :

 ((تفقه فى الدین ، فان الفقهاء ورثه الانبیاء. و ان طالب العلم یستغفرله من فى السماوات و من فى الارض ، حتى الطیر فى جو السماء و الحوت فى البحر. و ان الملائكه لتضح اجنحتها لطالب العلم رضى به . (6) )): در دین ژرف بنگر! زیرا دین شناسان ، جانشینان پیامبران هستند. براى طالب علم ، هر چه در آسمانها و هر چه در زمین هست - حتى پرنده در آسمان و ماهى در دریا - طلب آمرزش مى كنند و فرشتگان به دلیل خوشنودى از طالب علم بالهاى خود را خاك فرش آنان مى كنند.

 بپرهیز از كتمان دانش و بازداشتن شایستگان از فراگیرى علمت ، زیرا خداوند تعالى مى فرماید:

((ان الذین یكتمون ما انزلنا من البینات و الهدى من بعد مابیناه للناس ‍ فى الكتاب اولئك یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون . (7) )): كسانى كه نشانه هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده ایم ، بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضیح داده ایم . نهفته مى دارند، آنان را خدا لعنت مى كند و لعنت كنندگان لعنت شان مى كنند.

 و حضرت رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود:

((اذا ظهرت البدع فى امتى ، فلیظهر العالم علمه . فمن لم یفعل ، فعلیه لعنه الله . (8) .)) : هنگامى كه در امتم ، بدعتها آشكار و فراگیر شد، دین شناسان باید علمشان را آشكار كنند و در اختیار همه قرار دهند. كسى كه چنین نكند، لعنت و نفرین الهى بر او خواهد بود.

 تو و التزام به تلاوت قرآن عزیز و تفكر در معانى آن و رعایت اوامر و نواهى اش و تتبع در اخبار نبوى و آثار محمدى و جستجو (و فهم ) معانى آن ها و تامل كردن تام در آنها.

 البته من ، كتابهاى زیادى در تمامى این زمینه ها برایت نگاشته ام .

این ، آنهایى بود كه وظیفه تو بود. اما آنچه به من مربوط است و نفعش به من بر مى گردد، (عبارت است از):

این كه با طلب رحمت برایم در بعضى از اوقات ، مرا یاد كرده و مورد تفقد قرار دهى .

و این ثواب بعضى از طاعتهایت را براى من بفرستى .

 و در یاد كردم ، كم نگذار! كه (اگر چنین كنى ) اهل وفا تو را جفا كار خوانند، و در یاد كردم زیاده روى مكن ! كه (اگر چنین كنى ) آنان كه اهل نیكى اند، تو را به كوتاهى در حق پدر به هنگام زندگانى نسبت مى دهند. بلكه در خلوتهایت و پس نمازهایت یادم كن !

 و آنچه از بدهكارى ها و تعهدات واجب بر عهده ام هست (و خود انجام نداده ام ) تو قضا كن !

و در حد توانت ، بر سر مزارم به زیارتم بیا و مقدارى از قرآن تلاوت كن !

و هر كتابى كه نوشته ام ، ولى خداوند براى به پایان رساندنش ، مهلتم نداده است ، تكمیل كن ! و هر چه از خلل و نقصان و خطا و نسیان در آنى مى یابى اصلاح كن !

 

این وصیت من است به تو. خداوند از جانب من بر تو ناظر است و السلام علیك و رحمه الله و بركاته . و الله اعلم بالصواب .


منابع:

1-اشاره به آیه 42 از سوره 4 (ابراهیم ):.... لیوم تشخص فیه الابصار.

2-فقیه ، ج 1، ص 1373

3-42 (شورا): 23: ترجمه آقاى فولادوند.

4-كافى ، ج 4 ص 60، ح 9

5-فقیهت ج 2 ص 36، ح 3.

6-عوالى اللالى ، ج 1 ص 359، ح 31

7-فقیه ، ج 4، ص 387، ح 5834

8- بقره 159، ترجمه آقاى فولادوند.

9-كافى ، ص 54، ح 2.

 








ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

درحالیکه رسانه ها خبر برکناری عبدالمحسن العبیکان مشاور کاخ سلطنتی را انتقاد او از اختلاط زن و مرد و اوضاع کشور عنوان کرده اند، گفته های عبیکان مشخص می کند که وی طی ماه های اخیر با درباریان دچار اختلاف شده به صورتیکه حتی شاه سعودی نیز او را دیگر به حضور نمی پذیرفت.جامعه عربستان سالها است که از بحرانهایی آشکار مانند فساد اقتصادی و سیاسی و مشکلات اجتماعی رنج می برد، بیدار شدن ناگهانی العبیکان مشاور پادشاه سعودی و سخن گفتن او در خصوص فساد این جامعه، سکوت او طی سالهای گذشته را زیر سئوال می برد.

http://www.siasatema.com/Images/News/Larg_Pic/11-12-1389/IMAGE634346812096633499.jpg


اظهارات العبیکان کاملا مشخص می کند که وی طی ماه های اخیر با درباریان به شدت دچار اختلاف و مشکلات شخصی شده است.خبرگزاری رسمی عربستان (واس) دیروز نوشت: پادشاه سعودی در فرمانی سلطنتی شیخ عبدالمحسن العبیکان مشاور دیوان سلطنتی را بدون ذکر علت برکنار کرد.این برکناری پس از آن صورت گرفت که العبیکان در گفت‌وگویی رادیویی از برخی قضات در این کشور، و سیاست آنان در اختلاط زن و مرد در این کشور انتقاد کرد.العبیکان چند روز پیش در یک برنامه رادیویی، از دستگاه قضایی سعودی انتقاد و برخی اشخاص را به غربزده کردن جامعه عربستان متهم کرد.العبیکان گفته بود: طرح‌هایی برای غربزده کردن جامعه و زن سعودی، و از بین بردن قوانین قضایی دینی و عوض کردن آن با قوانینی که برخی اشخاص در دستگاه قضایی آن را وضع و اداره می‌کنند، وجود دارد.وی همچنین اعلام کرد که برخی به دنبال انتشار بی‌حجابی و اختلاط زن و مردم در این کشور هستند اما مطبوعات وابسته به هیأت حاکمه سعودی حملات شدیدی به وی کردند.

العبیکان گفته بود: از چند ماه قبل تلاش می کنم با پادشاه دیدار کنم، و با نوشتن نامه ای به وی خواستار دیدار و توضیح درباره این موضوع خطرناک (فساد جامعه) شدم، ولی این دیدار میسر نگشت. فکر می کنم که نامه به دست پادشاه نرسید.خالد المالک سردبیر روزنامه الجزیره که متعلق به خاندان سعودی است، اظهارات العبیکان را احمقانه توصیف کرد و مدعی شد که این شیخ سعودی از دین برای تحقق اهداف خود استفاده می‌کند.در این انتقاد به صراحت اعلام شد که چنین شخصی به درد مشاوره و رایزنی در امور مملکت نمی‌خورد و طولی نکشید که عبدالله بن عبدالعزیز وی را برکنار کرد.

از سوی دیگر، پایگاه نهرین نت با اشاره به برکناری العبیکان تأکید کرده است، پس از یک دوره خدمت طولانی به رژیم سعودی، ملک عبدالله بن عبدالعزیز او را کنار گذاشت.نهرین نت خاطرنشان کرد: العبیکان اخیرا در سخنانی با هشدار درباره طرحهایی برای سلطه بر ملک عبدالله، از اینکه عکسهای پادشاه سعودی بر روی خودروها دیده نمی شود ابراز شگفتی کرده بود.این پایگاه می افزاید: ناظران امور عربستان بر این باورند که انتقادهای العبیکان، نشانه دودستگی در تصمیم گیری و کاسته شدن از اختیارات ملک عبدالله به ویژه از سوی نایف بن عبدالعزیز ولیعهد است.نهرین نت تأکید کرد: نایف بن عبدالعزیز به دنبال توسعه اختیارات خود و کاستن از اختیارات ملک عبدالله و ممانعت از رایزنی مشاوران پادشاه با وی است و محسن العبیکان درباره فاش کردن اسامی توطئه گران هشدار داده بود.

این پایگاه نوشت : العبیکان از اینکه نمی تواند پادشاه را ملاقات کند، انتقاد کرده بود. این در حالی است که دربار پادشاهی با صدور بیانیه ای از کنار گذاشتن العبیکان از سمتش خبر داد.نهرین نت ادامه داد: کارشناسان امور عربستان بر این باورند که دودستگی در نهادهای دینی سعودی تاثیرات زیادی بر این کشور خواهد گذاشت، زیرا العبیکان نفوذ زیادی دارد و احتمال درگیری در داخل نهادهای دینی وهابی وجود دارد. نایف بن عبدالعزیز تهدید کرده بود که العبیکان را کنار خواهد زد و این در واقع تلاشی از جانب ولیعهد برای سلطه بر موسسات دینی و مشاوران دربار ملک عبدالله محسوب می شود.



ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

امام خمینی (ره) در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) ۱۳۲۱ق/ ۱۲۸۱ش، در خانواده‌ای از اهل علم، مبارزه و تقوا دیده به جهان گشود.


http://razmandegan-urmia.persiangig.com/Aks/Jashnha/Fateme/emam%20khomeini.JPG

امام خمینی (ره) در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح‌الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه‌ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه‌ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزشهای اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.


دوران کودکی و نوجوانی روح‌الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد.

روح‌الله با بهره وری از استعداد فوق‌العاده، رشته‌های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت ۶ سال جهش فوق‌العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد.

روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام ۱۹ سالگی در مراسم بزرگداشت "رکن اعظم مشروطه" مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می‌شد.

امام خمینی تا هنگامی که موسس حوزه قم، به درس می نشست، در مجلس او حاضر می شد و شرط ادب را نگاه می داشت. تا این که در دهم بهمن ماه ۱۳۱۵ شمسی، شمع حوزه تازه تاسیس قم به خاموشی گرایید و امیدی که چندی دلها را گرما بخشیده بود، یک مرتبه فرو نشست. امام در آن هنگام، سی و سه بهار از عمر شریفش می گذشت و جز جوانی، مانع دیگری برای احراز مقام مرجعیت و فتوا، مسند ریاست حوزه را از او محروم نکرد. از آن پس تا هشت سال، سه مجتهد بزرگ آن روزگار، حوزه را اداره می کردند: سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری.

در همین سالها - به ویژه پس از سقوط رضاخان - شرایط برای تحقق مرجعیت عظمی فراهم گردید. آیة الله العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته ای بود که می توانست جانشین مناسبی برای مرحوم حائری و حفظ کیان حوزه باشد، این پیشنهاد از سوی شاگردان مرحوم حائری به ویژه امام خمینی پیگیری شد. همه این تلاشها، برای آن بود که اوضاع آشفته حوزه در آن روز، به وحدت بگراید و همه اعضا و اجزای حوزه، گرد یک شمع جمع شوند و آن شمع کسی جز بروجردی بزرگ نمی توانست باشد.

امام خمینی و شاگردان مبرز ایشان، سهم بسیاری در دعوت و آماده سازی زمینه برای ورود آیت الله العظمی بروجردی به قم داشتند.

آغاز نهضت

سیاست و شیوه کشورداری زمامداران، همواره در کانون توجه امام خمینی قرار داشت و ایشان در هیچ دوره ای از زندگی خود، از مسئولیتهای اجتماعی شانه خالی نکرد. لیکن اولین دوره فعالیت سیاسی امام خمینی به لحاظ اهمیت و تاثیرگذاری مستقیم، مربوط به سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ است. شهریور ۲۰، در تاریخ معاصر ایران، اهمیت بسزایی دارد زیرا در این ماه، پرونده سیاه و پربرگ رضاخان بسته شد و پرونده ای سیاه تر و اسف انگیزتر گشوده گردید.

بارزترین نمود برخورد حکومت رضاخانی با امام خمینی تعطیل کردن درس اخلاق ایشان در مدرسه فیضیه بود. نخستین درسی که امام پس از رحلت آیة الله العظمی حائری آغاز کرد و با استقبال طلاب و مردم کوچه و بازار مواجه شد، درس اخلاق بود. امام در این درس، به مناسبتهای مختلف اشاراتی گویا، و گاه کنایه آمیز به وضعیت حکومت و اسلام زدایی پهلوی اول مطرح می فرمودند. ماموران شهربانی حکومت تازه تاسیس پهلوی در قم، از ادامه این درس در فیضیه جلوگیری کردند و امام نیز درس خود را به مدرسه حاج ملاصادق منتقل کرد. کتاب "اربعین حدیث" از نتایج این درس اخلاقی - عرفانی است.

تا اینکه شعله های جنگ جهانی دوم به ایران نیز کشیده شد و بخشهای بسیاری از سرزمین ایران اسلامی، به اشغال روس و انگلیس درآمد. در همین هنگام انگلیسی ها رضاخان را از سریر سلطنت به تبعید در جزیره "موریس" کشاندند و همزمان فرزند جوان و مغرور او را به حکومت رساندند. این واقعه، به معنای پایان ۲۰ سال حکومت زور و آغاز ۳۷ سال سلطنت تزویر همراه با اختناق شدید بود.


در سالهای نخست حکومت پهلوی دوم، روحانیت شیعه در اوج انزوا و مظلومیت قرار گرفته بود. از یک سو کمونیستها و نویسندگان لائیک، اساس دین و دینداری را با شبهات فکری مواجه ساخته بودند و از سوی دیگر مجالی برای فعالیتهای آشکار دینی، باقی نمانده بود. اوج اسلام ستیزی در این سالها، در تالیف و انتشار چندین کتاب گمراه کننده و صریح علیه دیانت و اسلام بود. مولف یکی از این کتابها، حکمی زاده فرزند حاج شیخ مهدی قمی است.

وی نام "اسرار هزار ساله" را بر کتاب خود نهاد و پاسخی که امام بدو داد، همان کتاب "کشف الاسرار" است. این کتاب، به قدری مهم و موثر افتاد که گاه از حضرت امام به "کاشف الاسرار" یاد می شود و این به دلیل اهمیت و موقعیت "کشف الاسرار" در میان دیگر آثار مکتوب امام خمینی است. کشف الاسرار، در سال ۱۳۲۲ (ه . ش) منتشر شد و مولف عظیم الشان آن، مدتی درسهای رسمی خود را برای تالیف آن تعطیل کرد.

بن مایه این اثر گرانسنگ، دفاع از احکام اسلامی و پاسخ به نقدهای حکمی زاده بر اسلام است. امام اجازه ثبت نام خود بر کتاب را نداد و این خود بر شهرت امام به اخلاص و پاکباختگی در راه اسلام افزود. شاید اولین نوشته ای که در قرن حاضر به طور صریح و جدی، حکومت اسلامی را طرح و قابل دفاع کرده است، همین کتاب باشد. کشف الاسرار هم به دلیل طرح حکومت دینی و هم به دلیل انتقادهای صریح امام از حکومت وقت، به حتم از سیاسی ترین کتابهای امام خمینی و آثار مکتوب در آن دوران است.

انقلاب اسلامی ایران

از صبحدم ۲۲ بهمن تا ۱۳ خرداد ۱۳۶۸(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد. این حوادث آن قدر گسترده بود که در این مختصر نمی‌گنجد، فقط می‌توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند،


اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه‌ها را خنثی کرد به گونه‌ای که ملت ایران، در سال ۱۳۶۸ در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از ۱۱ سال تحمل سختی‌ها و مشکلات وداع می‌کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود. عشق و پایداری مردم عمیق‌تر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئه‌ها و حوادث پر ثبات تر از هر زمان دیگر بود.



ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه
http://www.img.adana.ir/2012/05/kartpostal_adana.ir-6.jpg


نجات از شقاوت : تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام از آثار و بركات بسياري‌ برخوردار است كه از جمله‏ ي‌ آنها نجات يافتن از شقاوت و بدبختي‌ است.

هر انساني‌ به تناسب بينش و نگرشي‌ كه به جهان هستي‌ و وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختي‌ است، و به عبارتي‌ ديگر يكي‌ از مهمترين مسائلي‌ كه همه‏ي‌ انسانها را آگاه يا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طوري‌ كه كارهي‌ زندگي‌ و برنامه ‏هايشان را در جهت وصول به آن پي‌ريزي‌ مي‌كنند، مسئله‏ي‌ رسيدن به سعادت و گريزاني‌ از شقاوت است. منتهي‌ از آنجايي‌ كه انسان اختيار دارد، راه خودش را بايد آزادانه انتخاب كند. لذا انسان بعد از اينكه راه برايش نمايان شد، گاهي‌ حسن انتخاب به خرج مي‏دهد و سبيل هدايت مي‏پيمايد، و گاهي‌ سوء انتخاب به خرج داده و سبيل ضلالت و گمراهي‌ پيش مي‌گيرد. و اين مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله‏ي‌ است كه همه‏ي‌ آنان كه به خود آمده‏اند، از آن مي‌ترسند و آنها كه بصيرت ندارند و در خواب غفلت عمر مي‌گذرانند از آن نيز به غفلت به سر مي‌برند. لذا آن دسته كه داري‌ بصيرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت هميشه دست به دعا و ذكر بلند مي‌‏كنند و با تضرع و اصرار از خدي‌ خويش طلب دوري‌ از شقاوت و وصول به سعادت مي‌نمايند.
مداومت بر تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختي‌ است. از اين رو شايسته نيست كه از بركات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن كوتاهي‌ و سستي‌ نمائيم. امام صادق عليه‏السلام در اين رابطه مي‌فرمايد:
«يا اباهارون، انا نأمر صبياننا بتسبيح فاطمة عليهاالسلام كما نأمرهم بالصلاة، فألزمه، فانه لم يلزمه عبد فشقي‌». (1)
ي‌ اباهارون! ما بچه‏هي‌ خود را همانطور كه به نماز امر مي‌كنيم به تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام نيز امر مي‌كنيم. تو نيز بر آن مداومت كن، زيرا هرگز به شقاوت نيفتاده است بنده‏ي‌ كه بر آن مداومت نموده است.
و نيز از اين حديث شريف استفاده مي‌شود كه شايسته است والدين محترم، تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام را مانند نماز به فرزندانشان تعليم كنند، باشد كه مشمول اين حديث گردند.

دوري‌ شيطان و خشنودي‌ خدا
شيطان همواره دشمن ديرينه‏ي‌ انسان بوده و هست و هيچگاه انسان از حيله‏ها و خواطر شيطاني‌ او در امان نيست. شيطان بنا بنا بر آيات الهي‌، دشمن قسم خورده‏ي‌ انسان است تا او را به هر طريق ممكن به گمراهي‌ بكشاند. از اين رو آدمي‌ هميشه در معرض تهاجم شيطان و وساوس شيطاني‌ است.
بعضي‌ انسانها در مقابل اين تهاجم شيطاني‌ و خواطر نفساني‌ هميشه در حال فرارند كه در اين صورت همواره مورد تعقيب شيطان و خواطرند، و هيچگاه خلاصي‌ ندارند و ي‌ بسا در آخر خسته شده و نفس‏زنان تسليم شوند، و عده‏ي‌ اندك در تلاش‏اند كه با مداومت بر ذكر و فكر و عمل، چنان رفتار كنند كه شيطان و خواطر را از خود فراري‌ دهند و شيطان را از خود دور كنند كه البته راهي‌ است مشكل. كساني‌ كه به اين مقام برسند داري‌ نفس مطمئنه خواهند شد كه ديگر دگرگوني‌ در آن راه ندارد.
وقتي‌ انسان توانست شيطان را از خود دور و طرد كند، و به طاعات عمل نمايد و در كارها و اذكار و عبادتهي‌ خود اخلاص ورزد، رضايت خدا نيز حاصل گردد، چون شيطان و وساوس او يكي‌ از بزرگترين موانع كسب رضايت و خشنودي‌ حقتعالي‌ است. آري‌ رضا و رضوان خداوند سبحان مطلوب سالكان و منتهي‌ آرزوي‌ عارفان است.
يكي‌ از راههايي‌ كه مي‌تواند شيطان را از انسان دور كرده و موجبات رضي‌ الهي‌ را فراهم آورد مداومت بر تسبيح حضرت فاطمه‏ي‌ زهرا عليهاالسلام است.
امام باقر عليه‏السلام مي‌فرمايد:
«من سبح تسبيح فاطمة عليهاالسلام ثم استغفر، غفر له، و هي‌ مائة باللسان، و الف في‌ الميزان، و يطرد الشيطان، و يرضي‌ الرحمان». (2)
هركس تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام را بجا آورد و پس از آن استغفار كند، مورد مغفرت قرار مي‌گيرد، و آن تسبيح به زبان صداست، و در ميزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شيطان را دور كرده، و خدي‌ رحمان را خشنود و راضي‌ مي‌نمايد.
و به سند معتبر از امام صادق عليه‏السلام منقول است كه چون آدمي‌ در جي‌ خواب خود مي‌خوابد، فرشته‏ي‌ بزرگواري‌ و شيطان متمردي‌ به سوي‌ او مي‌آيند، پس فرشته به او مي‌گويد:
روز خود را به خير ختم كن و شب را با خير افتتاح كن، و شيطان مي‌گويد: روز خود را با گناه ختم كن و شب را با گناه افتتاح كن. اگر اطاعت فرشته كرد و تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام را در وقت خواب خواند، فرشته آن شيطان را مي‌راند و از او دور مي‌كند، و او را تا هنگام بيداري‌ محافظت مي‌كند، پس باز شيطان مي‌آيد و او را امر به گناه مي‌كند و ملك او را به خير امر مي‌كند. اگر از فرشته اطاعت كرد و تسبيح آن حضرت را گفت آن فرشته، شيطان را از او دور مي‌كند و حقتعالي‌ عبادت تمام آن شب را در نامه‏ي‌ عملش مي‌نويسد. (3)

شفي‌ كم‏شنوايي‌ و درد جسماني‌
تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام بنا بر شواهد روايي‌ و تاريخي‌ در بعضي‌ موارد بر بيماريهي‌ جسمي‌ نيز مؤثر بوده و باعث درمان بيماري‌ گوش شده است.
يكي‌ از ياران امام صادق عليه‏السلام نزد آن حضرت آمده و از كم‏شنوايي‌ گوش خود نزد آن حضرت شكايت كرد، امام عليه‏السلام به او فرمود:
«عليك بتسبيح فاطمة عليهاالسلام». (4)
چه چيز مانع و جلوگير تو است و چرا غافلي‌ از تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام؟
آن مرد پرسيد: قربانت گردم، تسبيح فاطمه چيست و چگونه است؟ حضرت فرمود: سي‌ و چهار مرتبه «اللَّه‏اكبر»، سي‌ و سه مرتبه «الحمدلله» و سي‌ و سه مرتبه «سبحان‏اللَّه» كه صد عدد مي‌شود. آن مرد گويد:
«فما فعلت ذلك الا يسرا حتي‌ اذهب عني‌ ما كنت اجده». (5)
و من اين كار را در اندك زماني‌ انجام دادم و كم‏شنوايي‌ام برطرف شد.

برائت از دوزخ و نفاق
چنانچه گفته شد بنا بر روايت امام صادق عليه‏السلام، تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام از جمله‏ي‌ ذكر كثيري‌ است كه خداوند در قرآن كريم ياد فرموده:
«تسبيح فاطمة الزهراء عليهاالسلام من الذكر الكثير الذي‌ قال اللَّه عز و جل: «و اذكروا اللَّه ذكرا كثيرا».
و از طرفي‌ رسول گرامي‌ اسلام فرموده است:
«من اكثر ذكر اللَّه عز و جل احبه اللَّه و من ذكر اللَّه كثيرا كتبت له براءتان: براءة من النار و براءة من النفاق». (6)
هركس ذكر خدي‌ عزوجل را بسيار كند خداوند او را دوست دارد، و هر كه ذكر خدا را بسيار كند بري‌ او دو برائت (منشور آزادي‌) نوشته شود: يكي‌ برائت از آتش جهنم، و ديگري‌ برائت از نفاق و دورويي‌.
لذا تسبيح صديقه‏ي‌ طاهره اگر با شرائطش انجام پذيرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق مي‌گردد.

غفران الهي‌
يكي‌ ديگر از آثار تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام، غفران الهي‌ است. غفران ربوبي‌، همه‏ي‌ ذنوب و آثار سوء تيرگيهي‌ آنها را از ميان مي‌برد، حجابها را برطرف كرده و نقائص وجودي‌ انسان را كنار مي‌زند. اما متأسفانه كمتر كسي‌ هست كه بداند غفران يعني‌ چه و نياز به آنچه معنايي‌ دارد، و چگونه مي‌شود غفران الهي‌ همه‏ي‌ مشكلها را حل، و فاصله‏ها را از ميان بردارد؟ در فرق بين عفو و غفران گفته شده كه: عفو الهي‌، ناديده گرفتن و به حساب نياوردن لغزشها و خطاها و نقيصه‏ها و عيبها، و محو آثار نامطلوب آنهاست. و غفران الهي‌ عبارت است از افاضات و رحمتهايي‌ كه به دنبال ناديده گرفتن لغزشها و خطاها و نقيصه‏ها، متوجهانسان مي‌گردد و او را تكميل مي‌كند و نقايص و عيوب وجودي‌ وي‌ را برطرف مي‌نمايد. غفران بعد از عفو است. عفو ناديده گرفتن بديهاست و غفران، برطرف كردن آنها از وجود سالك و تبديل آنها به خوبيها و كمالات است. عفو ربوبي‌، انسان را از سقوط و هلاكت نجات مي‌دهد و غفران الهي‌، به سالك پر و بال عطا مي‌كند و بالا مبرد. لذاست كه اگر عفو و گذشت ربوبي‌ نباشد، رهروان طريق با شكست روبرو شده و كنار زده مي‌شوند، و اگر غفران ربوبي‌ نباشد، آنها از حرت و پيشرفت بازمانده و متوقف مي‌گردند. امام صادق عليه‏السلام مي‌فرمايد:
«من سبح تسبيح فاطمة الزهراء عليهاالسلام قبل ان يثني‌ رجليه من صلاة الفريضه، غفر اللَّه له». (7)
هركس تسبيح حضرت فاطمه‏ي‌ زهرا عليهاالسلام را قبل از اينكه وضع خود را بعد از نمار واجب عوض كند، بجا آورد، خدي‌ متعال او را مشمول مغفرت خود مي‌گرداند.
البته نبايد چنين پنداشت كه اين «تسبيح» به لحاظ اينكه ظاهري‌ بسيار خلاصه دارد و انجام دادن آن بسيار آسان است، چگونه مي‌شود از چنين آثار و بركاتي‌ برخوردار باشد؟! آري‌ اين تسبيح به ظاهر بسيار خلاصه است، اما در نزد آگاهان و عارفان آشنا، دريايي‌ از حقايق و اسرار توحيد را در بر دارد و نيز انجام آن به ظاهر خيلي‌ آسان است، ولي‌ اگر خوب بجا آورده شود، مشكلها را آسان مي‌گرداند. ان‏شاءاللَّه.
 

پی نوشتها:

   1ـ فروع كافي‌، كتاب الصلاة، ص 343، ح 13.
2ـ وسائل الشيعه، ج 4، ص 1023، ح 3.
3ـ شيطان دشمن ديرينه‏ي‌ انسان، محمد نصيري‌، ص 136.
4ـ بحارالأنوار، ج 85، ص 334، ح 20.
5ـ بحارالأنوار، ج 85، ص 334، ح 21.
6ـ اصول كافي‌، ج 2، ص 499، ح 3.
7ـ فروع كافي‌، كتاب الصلاة، ص 342، ح 6.

به نقل از مجموعه مقالات رادیو معارف

آرشیو مقالات پایگاه اطلاع رسانی دارالعرفان


ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه
میلاد زیباترین و مهربانترین مهربانان عالم حضرت صدیقه طاهره (س) بر همه شیعیان جهان به ویژه بر فرزند و وارثش حضرت صاحب الزمان عج مبارک باد.


http://mouood.org/media/k2/items/cache/a3d3006b022af92f9255b8a42d389e65_XL.jpg



ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

http://mouood.org/media/k2/items/cache/646fde569dc2bfa74bc285a6acc1e1bf_XL.jpg

پاکستان به معنی " زمین پاک" است. این کلمه اشاره به این دارد که این سرزمین بعد از جداسازی از هندوستان در سال 1947 از وجود هندوها، سیخی ها، بوداییان پاک شد.

حدود یک چهارم  یعنی چیزی نزدیک به 35 میلیون تن از ساکنان پاکستان را شیعیان تشکیل می دهند و معمولا در اکثر مناطق کشور از جمله اسلام آباد، کراچی، فیصل آباد و حیدرآباد منتشر شده اند.

این گروه همراه با اهل تسنن در صلح و آرامش به سر می بردند، اما از زمانی که تفکر تروریستی گمراه کننده در میان پاکستانی ها رواج یافت و برخی از تروریست ها از سایر کشورها به این کشور پناهنده شدند، به بمب بستن مساجد و حسینیه ها نیز آغاز شد. تروریسم طاعونی است که سعی می کرد وحدت اسلامی میان گروه های مختلف را از بین ببرد.
تا قبل از حوادث یازده سپتامبر مسلمانان سالانه به طور متوسط شاهد 20 عملیات تروریستی بودند. همین طور که اشاره شد این مقدار بعد از حوادث یازده سپتامبر به میزان 150 درصد افزایش داشت.
در اغلب این گونه عملیات ها، پزشکان در مطب ها و معلمین در مدارس هدف گرفته شدند. علاوه بر این علیه مسیحیان و کلیساها نیز ترورهایی صورت گرفت.ژ
لازم به ذکر است که در سال 2003 یک عملیات انتحاری در بزرگترین مسجد شیعیان روی داد که در این عملیات بیش از 50 نمازگزار کشته و 70 نفر مجروح شدند.
ده ها واحد از قبرهای دسته جمعی کشف شد که توسط طالبان ایجاد شده و شیعیان بی گناه را در آنها زنده زیر خاک مدفون می کردند.
در پاکستان علمای زیادی وجود دارند که کتاب های باارزشی از آنان به چاپ رسیده است. صدها مدرسه دینی در سر تا سر این کشور وجود دارد که هزاران دانشجویان علوم دینی در آنها تحصیل می کنند. علاوه بر اینها اکثر پاکستانی ها در کشورهای همسایه مانند ایران عراق و سوریه در رشته های الهیات درس می خوانند. این گروه از شیعیان دارای فعالیت های بسیاری نیز هستند و بسیاری از مساجد و مدارس و حسینیه ها را با دستان خود ساختند.ژ
در مورد وضعیت دینی شیعیان در این کشور باید گفت که در جای جای آن، در روستا و شهر می توان مساجد و حسینیه ها را دید که همیشه محل تجمع گروه های مختلف دینی است و در آنها تمام مراسم اسلامی از جمله مراسم و عزاداری های ماه محرم برگزار می شود.
لازم به ذکر است که برگزاری این مراسم تنها مربوط به شیعیان نبوده بلکه اهل تسنن نیز در آن شرکت می کنند.
تشیع به وسیله ی برخی از علماء مانند سید علی خان در قرن هشتم هجری وارد پاکستان شد. با وجود اینکه تنها یک چهارم از تمام ساکنان شیعیان هستند اما اکثر فعالیت های سیاسی در این کشور با دخالت آنان صورت می گیرد.
تبلور فلسفه ی نهضت حسینی را می توان در قصیده ی معروف شاعر سنی مذهب این کشور " اقبال لاهوری" جست و جو کرد. این شاعر با اینکه از اهل تسنن بود اما علاقه ی وافری به اهل بیت (ع) داشت و قصایدی که در مدح حضرت زهرا (س) سرود خود گویای این عشق لاینتاهی است.
شیعیان این کشور نقش بالا و موثری در حیطه ی سیاسی آن دارند. در طول تاریخ بسیاری از روسای این کشور از شیعیان بودند. یکی از مشهورترین این افراد " محمد علی جناح " موسس دولت پاکستان بوده است.
از نظر اجتماعی نیز شیعیان دارای تحرکات بی شماری هستند. مجلات و نشریات فراوانی با موضوع عشق اهل بیت (ع) نوشته می شوند مانند " الثقلین" ، " المنتظر"، " الامام الحسین"، "المعصوم" و بسیاری دیگر از مجلات ، نشان از فعالیت بی شمار این دسته دارد.
امروزه پاکستان در حال تجربه ی بزرگترین حرکت استبصار و عشق اهل بیت (ع) است. چاپ کتاب ها و نشریاتی با موضوع کسانی که به بصیرت دینی رسیده اند و به تشیع گرویده اند، روز به روز در حال افزایش است.
انتشار حرکت های وسیع فرهنگی که توسط شیعیان صورت می گرفت نیز عاملی بود که باعث شد مردم به دنبال حقیقت ناب این مذهب مقدس بروند و بسیاری از شبهات خود را به این طریق حل نمایند.

ولی امروز شاهد کشتار بی رحمانه شیعیان توسط شیاطین وهابی در مناطق و بی توجهی دولت پاکستان به این کشتار هستیم، هم اکنون وهابیت دست به نسل کشی شیعیان در پاکستان زده است و جهان اسلام همچنان در خواب غفلت به سر می‌برند،

امروز در حالی که ما در پاساژها و مراکز خرید به دنبال پوشاک مد و مدرن امروزی می‌گردیم در گوشه‌ای از این دنیا کربلایی برپاست و مشتاقان اهل بیت علیهم السلام مانند شهدای کربلا با پیکر خونین بر زمین می‌افتند.

سلام و درود خدا بر جوانان شیعه پاکستانی که در صف اول جبهه مبارزه با وهابیت ایستاده‌اند و روز به روز بر ایمانشان افزوده می‌شود و مشتاقانه به دیدار خالق هستی بخش می‌شتابند

درورد بر این جوانان که آبروی شیعه هستند. خداوند این جوانان ولایی را نصرت دهد تا در مبارزه با شیطان وهابی به پیروزی نهایی رسند

ای شیعیان جهان ای کسانی که می‌خواهید از غافله کربلا جا نمانید و حصرت نخورید بشتابید که ندای هَل مِن ناصر یَنصُرنی از قلب مناطق شیعه نشین پاکستان به گوش می‌رسد. به شتابید و هر آنگونه که می‌توانید عاشقان امام مظلومان حسین را یاری کنید.



ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

از ویژگی‌های خانواده مهدی باور، شناخت آسیب‌ها و آفت‌های نگه داشتن خانوادگی در دوران آخرالزّمان، حفاظت و پاک نگه داشتن حریم خانه و خانواده از آسیب‌ها و آفات آخرالزّمانی و جای‌گزینی «فرهنگ انتظار» در برابر «فرهنگ ابتذال» است.

http://www.saaer.org/wp-content/uploads/2012/05/276fh2xxpni6u7kux3g.jpg
نابه‌سامانی عاطفی در روابط خانوادگی
از مهم‌ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده‌هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده‌ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه‌ها و آفت‌های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه‌های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:
«در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده‌ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا می‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل می‌شوند.»5

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی
عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجن زاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
«همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیّت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6
زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.10 آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند.11

بی‌غیرتی خانوادگی
مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی «قحط غیرت» می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند:
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فرا گیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام می‌شود و در حقّش گفته می‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیّوث است (که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).»12

زن‌پرستی
یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
«(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»15

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان
از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است:
«وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»16

آشناگریزی و همسایه آزاری
از آسیب‌های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است:
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند... .17 همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیّت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند.18 و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می‌کند.»19

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی
در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند:
«هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.21 در آن زمان ربا شایع می‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.»22
پی نوشتها در ادامه مطلب


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مىكند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

http://www.bushehr-tebyan.ir/images/uploads/img_2009880506_01.jpg

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .

كنيههاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيههاى ايشان شمرده است.

در اينجا به ذكر پارهاى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براىمان روشنتر سازد.

قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مىتواند مصداق داشته باشد.

ديگر اينكه، آنچه ذكر مىشود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژهاى مفرد يا جملهاى توصيفى باشد.

بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىكنند.

داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىكنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بىنظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم: هدايتگر همه امّتها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمهها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپايان خدا، لطف و رحمت بىكرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانشهاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدين: نظام بخش دين.

يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستىها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درماندهاى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.




ارسال در تاريخ توسط یاوران انتفاضه

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت